نتفه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نُ فَ یا فِ) [ ع. نتفة ] (اِ.)<BR>۱- بخشش، عطا.<BR>۲- اندکی، مختصری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نُ فَ یا فِ) [ ع. نتفه ] (اِ.) ۱- بخشش، عطا. ۲- اندکی، مختصری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نتفة. [ ن ُ ف َ ] (ع اِ) به انگشت برچیده از گیاه و جز آن . (منتهی الارب ). آنچه با انگشت از گیاه و جز آن برچینند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة) (المنجد). گیاه و سبزی دست چین . ج، نُتَف . ◄ بخشش . عطا. (ناظم الاطباء). ◄ چیزی . مختصری . عامه ٔ عرب به فتح و کسر اول نیز استعمال کنند در مورد هر چیز قلیلی که باشد. (از معجم متن اللغة): افاده نتفة من العلم ؛ شیئاً. (ناظم الاطباء). اعطاه نتفة من الطعام وغیره ؛ شیئاً منه . (اقرب الموارد). ماکان بینهم نتفةو لا قرصة؛ شی ٔ صغیر و لا کبیر. (از اقرب الموارد).
نتفة. [ ن ُ ت َ ف َ ] (ع ص ) رجل نتفة؛ مردی که آغاز علمی را کند و به انجام نرساند. (ناظم الاطباء). آنکه اندکی از علم بیاموزد و در آن استقصا نکند. (از اقرب الموارد) (از المنجد).