ناوک زن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناوک زن . [ وَ زَ ] (نف مرکب ) ناوک انداز. تیرانداز. (از آنندراج ) (بهار عجم ). ناوک زننده : ناوک زنی چو غمزه ٔ او در زمانه نیست جز جان من خدنگ بلا را نشانه نیست . امیرخسرو (از فرهنگ نظام ). دمد تیر و جهد زین نه سپر بی دست ناوک زن بر آن خاکی که پای آن سبک پی را نشان باشد. وحشی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی