ناهوشوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناهوشوار. [ هوش ْ ] (ص مرکب ) بی خرد. بی عقل . بی شعور. بی معرفت . ناهوشیار : یلان سینه را گفت با صد سوار بتاز از پی این دو ناهوشوار. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناهوشوار. [ هوش ْ ] (ص مرکب ) بی خرد. بی عقل . بی شعور. بی معرفت . ناهوشیار : یلان سینه را گفت با صد سوار بتاز از پی این دو ناهوشوار. فردوسی .