ناق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.) (عا.) منتهی درجه. ؛ تا ~ (ق.) تا آخرین درجه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) (عا.) منتهی درجه. ؛ تا ~ (ق.) تا آخرین درجه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناق . (ع اِ) شکاف مانندی در بن گوشت بر انگشت و بن گوشت پاره ٔ زیر انگشت خنصر و مقدم، رش دست و بند پنجه و هرجای که به صورت شکاف ماند چون شکم آرنج و بن دمغزه . (منتهی الارب ) (از آنندراج ). چین و شکاف مانندی که در کف دست و در مابین انگشت نر در مقدم رش دست وبند پنجه می باشد. و هرجائی از بدن که شبیه آن باشد مانند شکم آرنج و بن دمغزه . (ناظم الاطباء). شبه مشق بین ضرة الابهام و اصل ألیة الخنصر فی مستقبل بطن الساعد بلزق الراحة و کذلک کل موضع مثله فی بطن المرفق و فی اصل العصعص . ج، نیوق . (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). ◄ ج ِ ناقه، آبله که بر دست برآید. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). بثره و خراشی که در دست برآید. (ناظم الاطباء). بثر او شبه بثر یخرج بالید. (اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). ج ِ ناقة. رجوع به ناقه شود. ◄ رخنه ای که در مؤخر سم اسب بود. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). ج، نیوق .