ناری طغای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناری طغای . [ طُ ] (اِخ ) ابن کوچ بقابن کیبوقا از ملازمان سلطان ابوسعید بود و سلطان بدو بدگمان شد و وی از خشم سلطان فرار کرد و در خراسان فتنه ها برپا ساخت و با تاشتیمور[ از سرداران ابوسعید ] که به دفع او مأمور گشته بود همدست شد و برای کشتن خواجه غیاث الدین محمد وزیر ابوسعید طرحی ریخت و موفق نشد و سرانجام به حدود ری فرار کرد و گرفتار شد و به فرمان ابوسعید او را به سلطانیه آوردند و همدستش تاشتیمور را نیز اسیر کردند و این هر دو را در عید قربان سال ٧٣٠هَ . کشتند. (حبیب السیر ج ٣ صص ٢١٦ - ٢١٨) (از مطلع السعدین ). و نیز رجوع به تاریخ مغول صص ٣٤١ - ٣٤٣ و نارین طغای شود.