نادلپذیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نادلپذیر. [ دِ پ َ ] (ن مف مرکب ) هر آنچه خوشایند نباشد. (ناظم الاطباء). ناخوشایند. نادلنشین . نادلپسند. نامطبوع : بدو گفت شاه، ای زن آرام گیر چه گوئی سخنهای نادلپذیر. فردوسی . بدو گفت طوس ای سپهدار پیر چه گوئی سخن های نادلپذیر. فردوسی . تو بندوی را سر به آغوش گیر مگو هیچ گفتار نادلپذیر. فردوسی . مرا این سخن بود نادلپذیر چو اندیشه کردم من از هر دری . منوچهری . در این ژرف دریای نادلپذیر تو افکندیم هم توئی دستگیر. اسدی . رجوع به نادلپسند شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی