نادر دامغانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نادر دامغانی . [ دِ رِ ] (اِخ ) صاحب صبح گلشن آرد: «معروف به ملانادر دامغانی است و زبانش گویا به الفاظ نادر معانی است . از اشعار اوست : کارسازان جهان از کار خود بیچاره اند سیل نتواند که شوید گرد از رخسار خویش )) .