نادر تبریزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نادر تبریزی . [ دِ رِ ت َ ] (اِخ ) کلب علی متخلص به نادرا یا نادر از شاعران عهد صفویه است . نصرآبادی آرد: او هم زرگر و نقاش بوده و از تبارزه ٔ عباس آباد است اما گویا اصلش اصفهانی است . از اشعار اوست : هشدار کزین جهان دون باید رفت چون آمده ای ببین که چون باید رفت آخر به طپانچه ٔ مغنی اجل زین دایره چون صدا برون باید رفت . # آنی که مسیحات ز بیماران است صد یوسف مصرت ز خریداران است . در دست تو خاتمی که جبریل آورد انگشتر زنهار گنه کاران است . # به پای مَدِّ هر تقصیر مهر توبه ای دارد مفاصائیست نادر چون گشائی دفتر ما را.