مکوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکوری . [ م َ وَ ری ی / م ِ وَ ری ی ] (ع ص ) مرد ناکس فرومایه و فاحش و بدزبان پرگوی . (ناظم الاطباء). لئیم . (از اقرب الموارد). ◄ کوتاه بالای پهن اندام . ◄ آنکه نوک بینی وی بزرگ باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مکوری . [ م َ وَرْ را / م ُ وَرْ را / م ِ وَرْ را ] (ع ص ) مرد ناکس فاحش بدزبان بسیارگوی یا کوتاه بالای پهن اندام . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ناکس و کوتاه قد پهناور. (شرح قاموس ص ٣٧٦). ◄ (اِ) پاره ای بزرگ از سرگین . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). سرگین بزرگ . (شرح قاموس ص ٣٧٦).