مکروب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکروب . [ م َ ] (ع ص ) اندوهگین و غمگین . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اندوهناک . (غیاث ). مهموم . (اقرب الموارد). - غیر مکروب ؛ که ملال انگیز و مایه ٔ اندوه نباشد : تلاوت و قرائت اخبار در هر قرنی و وقتی محبوب بوده است و مذاکره بر آن مرغوب و غیر مکروب . (تاریخ قم ص ١١).