مکحلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکحلة. [ م ُ ح ُ ل َ / م ُ ح َ ل َ ] (ع اِ) به لغت مراکش، توپ و تفنگ . (ناظم الاطباء). به لغت اهالی مغرب آلتی است که بدان گلوله های سربی اندازند. (از ذیل اقرب الموارد) : فضربت مکحلة من جانب عسکر بکر فاصابت الوزیر فقتله . (خلاصةالاثر ج ١ ص ٣٨٢). ◄ نام آلتی از آلات ساعات . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مکحلة. [ م ُ ح ُ ل َ ] (ع اِ) سرمه دان . ج، مکاحل . (مهذب الاسماء) (زمخشری ) (ناظم الاطباء). سرمه دان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).