مونع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مونع. [ ن ِ ] (ع ص ) پخته . (ناظم الاطباء). رسیده . یانع (میوه و مانند آن ). (یادداشت مؤلف ). ثمره ٔ رسیده .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مونع. [ ن ِ ] (ع ص ) پخته . (ناظم الاطباء). رسیده . یانع (میوه و مانند آن ). (یادداشت مؤلف ). ثمره ٔ رسیده .