موجوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موجوب . [ م َ ] (ع ص ) لازم شده و ثابت شده از بیع. واجب گشته . (ناظم الاطباء). لازم شده . (آنندراج ). - غیرموجوب ؛ غیرلازم و ناروا. (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موجوب . [ م َ ] (ع ص ) لازم شده و ثابت شده از بیع. واجب گشته . (ناظم الاطباء). لازم شده . (آنندراج ). - غیرموجوب ؛ غیرلازم و ناروا. (ناظم الاطباء).