مهو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهو. [ م َهَْ وْ ] (ع ص، اِ) خرمای تر. ◄ مروارید. ◄ سنگریزه ٔ سپید. ◄ شمشیر تنک روی و سبک و بزرگ جوهر. (منتهی الارب ). شمشیر باریک . شمشیر تنک و بسیارآب . (مهذب الاسماء). ◄ شیر تنک آبناک . (منتهی الارب ). شیر رقیق پرآب .
مهو. [ م َهَْوْ ] (ع مص )سخت زدن کسی را. (منتهی الارب ). ◄ رقیق شدن شیر خوردنی . امهاء. رجوع به مهاوة و امهاء شود.