مهتمج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهتمج . [ م ُ ت َ م ِ ] (ع ص ) سست گشته و ضعیف شده از گرمی و جز آن . (ناظم الاطباء). سست شونده از گرمی و جز آن . (آنندراج ) (منتهی الارب ). ◄ پژمرده روی گردیده . (ناظم الاطباء). روی خشک و پژمریده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). و رجوع به اهتماج شود.