منیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منیة. [ م َ ی َ ](ع اِ) آب مرد و زن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
منیة. [ م ُ ی َ / م ِ ی َ ] (ع اِ) آرزو. ج، مُنی ̍. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (دهار). آرزوو مراد و آنچه بدان آرزو کنند. ج، مُنی ̍. (از اقرب الموارد). خواهش و آرزو. ج، مُنی ̍. (ناظم الاطباء). - منیةالناقة ؛ ایامی پس از لقاح که هنوز بارداری ماده شتر یقین نشده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ).
منیة. [ م َ نی ی َ ] (ع اِ) اجل و مرگ . ج، منایا. (منتهی الارب ) (آنندراج ). مرگ . (السامی ) (دهار). اجل و مرگ . (ناظم الاطباء). مرگ . موت . مردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مرگ زیرا که آن مقدر است . ج، منایا. (از اقرب الموارد) : حکم المنیة فی البریة جار ما هذه الدنیا بدار قرار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). بقای عمر تو جاوید بادا رسیده دشمنانت را منیه . سوزنی . خصم کز سهمش به روئین دژ گریزد غافل است از منیه سود ندهد مر ورا روئین حصار. ؟. ◄ تقدیر. (مهذب الاسماء) (السامی ). سرنوشت و تقدیر خداوند عالم و هرچیز مقرر شده بهنگام . (ناظم الاطباء). ◄ موقت . (ناظم الاطباء): بنت المنیة؛ صدا و آواز بازگشت . (ناظم الاطباء).