منگنه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منگنه . [ م َگ َ ن َ / ن ِ ] (اِ) معصره و جندره و جوازان و جواز وابزاری که بدان بر میوه جات و مانند آن فشار وارد می آورند تا آب آن گرفته شود و نیز ابزاری که در گرفتن روغن بزورات به کار می برند. (ناظم الاطباء). دستگاه فشردن . ماشینی که بدان دانه ها یا میوه را فشار دهند گرفتن آب یا روغن را از آنها. ◄ ابزاری مر چاپچیان را. ◄ آلتی برای فشردن اجسام چون پشم و پنبه و کاغذ و جزاینها. ◄ ابزاری مر آهنگران را. (ناظم الاطباء). ◄ ابزاری که با آن دگمه و جادگمه سازند : رواج منگنه برای تزیین منسوجات و اقمشه در کاشان و غیر آن . (المآثر و الاَّثار ص ١٠٢).