منول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منول . [ م ِن ْ وَ ] (ع اِ) نورد بافنده که چوبی باشد مدور. (منتهی الارب ) (آنندراج ). نورد جولاهگان . (ناظم الاطباء). منوال . چوب حائک . (از اقرب الموارد).
منول . [ م ُ ن َوْ وَ ] (اِخ ) دیهی است از دهستان فیروزکلای کجور به مازندران . رجوع به سفرنامه ٔ مازندران رابینو بخش انگلیسی ص ١٠٩ شود.