منها کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
تفریق کردن (متضاد: جمع کردن) کسر کردن، کاستن به حساب نیاوردن
فرهنگ طیفی واژهدان
کم کردن، زدن، حذف کردن، کاستن، کنار گذاشتن، مستثنی کردن جابهجا کردن، انتقال دادن، استخراج کردن، درآوردن، جدا کردن کوتاه کردن، لخت کردن، برهنه کردن برداشت کردن، برداشتن