منقبع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منقبع. [ م ُ ق َ ب ِ ] (ع ص ) مرغ درآینده درآشیان . (آنندراج ). مرغ در آشیانه ٔ خود درآمده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به انقباع شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منقبع. [ م ُ ق َ ب ِ ] (ع ص ) مرغ درآینده درآشیان . (آنندراج ). مرغ در آشیانه ٔ خود درآمده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به انقباع شود.