منظمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منظمی . [ م ُ ن َظْ ظَ ](حامص ) منظم بودن . مرتب بودن . بسامانی : چون غرفات هشت خلد، نه درت از مرتبی چون طبقات نه فلک، شش سویت از منظمی . (از ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص ١٣٢).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منظمی . [ م ُ ن َظْ ظَ ](حامص ) منظم بودن . مرتب بودن . بسامانی : چون غرفات هشت خلد، نه درت از مرتبی چون طبقات نه فلک، شش سویت از منظمی . (از ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص ١٣٢).