منصوص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منصوص . [ م َ ] (ع ص ) به تحقیق رسانیده شده . (غیاث ) (آنندراج ). در نهایت تفحص تحقیق شده . (ناظم الاطباء). ◄ آنچه از آیت صریح غیر محتاج به تأویل یا از حدیث صریح به ثبوت رسانیده شده باشد. (غیاث ) (آنندراج ). به ثبوت رسانیده شده . (ناظم الاطباء). - حکم منصوص العلة ؛ آنچه علت حکم در ضمن دلیل بیان شده باشد مثل اینکه : الخمر حرام لأنه مسکر. (از یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ معین شده . (ناظم الاطباء). - المنصوص علیه ؛ معین . (اقرب الموارد). ◄ ظاهر و آشکار. (ناظم الاطباء).