منصوریه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منصوریه . [ م َ ی َ ] (اِخ ) رجوع به منصورة شود.
منصوریه . [ م َ ی َ ] (اِخ ) قلعه ای بوده است ازاسماعیلیان نزدیک طالقان . (یادداشت مرحوم دهخدا).
منصوریه . [ م َ ی َ ] (اِخ ) یکی از فرق غلات اصحاب ابومنصور عجلی . (بیان الادیان ). اصحاب ابومنصور عجلی هستند که معتقد بودند پیامبری تا ابد منقطع نگردد و بهشت مردی است که ما مأمور به دوستی او هستیم و وی همان امام است و دوزخ مردی است که ما به دشمنی وی دستور یافته ایم و او ضد و خصم امام است . (ازتعریفات جرجانی ). پیروان ابی منصور عجلی هستند که می گفت امامت در فرزندان علی بگردید تا به ابوجعفر محمدبن علی بن الحسن، معروف به باقر رسید و او نیز جانشین باقر است سپس ابومنصور دعوی رفتن به آسمان کرد و گفت خدای در آنجا به دست خود سر مرا نوازش کرده فرمود ای پسرک من، از سوی من تبلیغ کن، پس مرا از آسمان به زمین آورد و گفت او همان پاره است که خدای به افتادن آن از آسمان در قرآن اشاره کرده و فرموده است «و ان یروا کسفاً من السماء ساقطاً یقولوا سحاب مرکوم » . اینان روز رستاخیز و بهشت و دوزخ را باور ندارند و گویند بهشت شادکامی و آسایش جهان و دوزخ رنج و بدبختی در آن است . (ترجمه ٔ الفرق بین الفرق بغدادی ص ٣٥١ و ٣٥٢). رجوع به همین مأخذو کشاف اصطلاحات الفنون و خاندان نوبختی ص ٢٦٥ شود.