منان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منان . [ م َن ْ نا ] (ع ص ) بسیار نعمت دهنده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نیکی کننده و نعمت دهنده . (غیاث ) (آنندراج ). ◄ منت برنهنده . (مهذب الاسماء). منت نهنده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (غیاث ) (آنندراج ). آنکه چیزی نبخشد مگر آنکه منت نهد و بخششهای خود را برشمارد و آن مذموم است . مؤنث آن منانة است . (از اقرب الموارد).
منان . [ م َن ْ نا ] (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی . (مهذب الاسماء). یکی از نامهای باری تعالی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یکی از اسماء حق تعالی . (غیاث ). یکی از اسماء حسنی ̍ است . (از اقرب الموارد) : فرمان ملک منان چنان است که ولد خود را قربان کنی . (حبیب السیر چ خیام ج ١ ص ٥٣).