منامه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منامة. [ م َ م َ ] (ع اِ) جای خواب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). جای خواب و خوابگاه . (ناظم الاطباء). ◄ گلیم که شب پوشند. (مهذب الاسماء). جامه ٔ خواب و بستر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). جامه ٔ خواب و گویند: «بات فی المنامة» و آن قطیفه است . (از اقرب الموارد). ◄ دکان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گاهی دکان را منامة گویند و آن دکانی است که در آن خوابند. (از اقرب الموارد). دکان و انبارخانه . ◄ اطلس . ◄ مخمل . (ناظم الاطباء).
منامه . [ م َ م َ ] (اِخ ) همان قصبه ٔ بحرین است . (فارسنامه ٔ ناصری ). پایتخت و امیرنشین بحرین در جزیره ٔ بحرین که ٧٩١٠٠ سکنه دارد. (از لاروس ).