ملتحد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملتحد. [ م ُ ت َ ح َ ] (ع اِ) پناهگاه . (ترجمان القرآن ) (غیاث ). پناه . (منتهی الارب ). پناه و دستگیر. (ناظم الاطباء). ملجاء. (از اقرب الموارد) : واتل ما اوحی الیک من کتاب ربک لامبدل لکلماته و لن تجد من دونه ملتحداً. (قرآن ٢٧/١٨). فعل تو وافی است زآن کن ملتحد کاندر آید با تو در قعر لحد. مولوی .
ملتحد. [ م ُ ت َ ح ِ ] (ع ص ) خمنده و میل کننده به کسی . (آنندراج ). مایل به جانب و طرفی . ◄ مرتد و ملحد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).