مقموط/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوممقموط. [ م َ ] (ع ص ) دست و پای بسته شده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).واژه قبلی: مقمورواژه بعدی: مقموع