مفروش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) گسترده شده، فرش کرده شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) گسترده شده، فرش کرده شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مفروش . [ م َ ](ع ص ) گسترده شده و هر جای فرش شده . (ناظم الاطباء). فرش گسترده . فرش شده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - مفروش کردن ؛ گستردن . فرش گستردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ (اِ) بساط و گلیم و فرش . (از ناظم الاطباء). گستردنی : چون ... تجار و آیندگان را پیش ایشان آمد شدی نبود ملبوس و مفروش نزدیک ایشان غلائی تمام داشت . (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ١ ص ٥٩).
مترادف و متضاد واژهدان
فرششده، فرشدار گسترده
واژگان فارسی سره واژهدان
گسترده شده، فرش شده