معاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معاری . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مَعری ̍. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ◄ فرشها و گستردنیها. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ آنچه دیده شود مانند رخسار و دستها و پاها. (از اقرب الموارد): ما احسن معاری هذه المراءة؛ چه نیکوست دست و پای و روی و رخسار این زن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ جاهایی که چیزی در آن نروید. (از اقرب الموارد). و رجوع به مَعری ̍ شود.