مطوقه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ طَ وَّ قَ یا قِ) [ ع. مطوقة ] (اِ.) کبوتری که در گردن او طوق باشد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ طَ وَّ قَ یا قِ) [ ع. مطوقه ] (اِ.) کبوتری که در گردن او طوق باشد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطوقه . [ م ُ طَوْ وَ ق َ ] (ع ص ) کبوتر که در گردن او طوق باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). تأنیث مطوق . حمامة مطوقه ؛ کبوتر طوقدار. باطوق . یعنی پرهای گردن او به رنگ دیگر پرهای او نباشد. که پرهای گردن جز برنگ سایر تن دارد. ج، مطوقات . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : و فصل ربیع به شکر فضل بدیع از شکوفه همه تن دهان و از سوسن جمله اعضاء زبان ساخته و مطوقات با فاختگان عشق بازیها باخته . (جهانگشای جوینی ). - حمامه ٔ مطوقه ؛ کنایه از شرم مرد : آوردت از رزان و به حمام برد و باز اندرکفت نهاد حمامه ٔ مطوقه . سوزنی . ◄ قاروره ٔ بزرگ که گردن طوقدار داشته باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).