مطرفة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطرفة. [ م ُ رِ ف َ ] (ع ص ) ارض مطرفة؛ کثیرةالطریفة، و هی نبت . (مهذب الاسماء). زمینی که طریفه ٔ آن بسیار باشد. (ناظم الاطباء). و رجوع به طریفة و مطروفة شود.
مطرفة. [ م ُ طَرْ رَ ف َ ] (ع ص ) گوسپندی که طرف دنب یا هر دو دست وپای آن سیاه و سایر بدن سپید باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). شاة مطرفة؛ گوسفندی کناره ٔ گوش سیاه . (مهذب الاسماء). گوسپندی که طرف دنب آن سیاه و دیگر قسمتهای آن سپید باشد. (از اقرب الموارد).