مصارفه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مصارفة. [ م ُ رَ ف َ ] (ع مص ) مصارفه . با کسی به صرف معامله کردن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). مبادله کردن .
مصارفه . [ م ُ رَ / رِ ف َ / ف ِ ] (از ع، اِ) مصارفة. عوارض (یا پول یا مال سرشکن شده ) که به مقتضای حال مؤدیان مالیات برای جبران کسر درآمدهای مالیاتی یاکسر درآمد ضیعتی در هر رستاق به نسبت با مبلغ مالیات اصلی از آنان وصول می شد. (از ترجمه ٔ تاریخ قم ص ١٩٠) : راوی گوید که ضیعت محصول به دینور در دست عامل بود تا یک سال به ارتفاع آن واقف شد، پس آن ضیعت را بدان قدر ارتفاع به صاحبش داد و به همدان ازضیعت محصول هیچ چیز بدو نمی دادند الا در ایام ... که عجز هر رستاقی از رستاق همدان دیگر بار بر سایر ارباب خراج قسمت می کردند چنانچه به هر هزار درهم ده درهم برسید و بعد از آن به بیست درهم تا به سی درهم و همچنین گوید که مصارفه ٔ هر هزار دیناری بیست وسه درهم بود، پس با بیست ودو درهم آمد. (ترجمه ٔ تاریخ قم ص ١٩٠). قیمت آن از زر سرخ طلا بهر دو مصارفه که رسم قم بدان جاری بوده است . (ترجمه ٔ تاریخ قم ص ١٢٤). از آن جمله قیمت باقی از وظیفه ٔ خراج قم نیم درهمی است از زر سرخ طلا ١٧٦٩٨ دینار و چهار دانگ دیناری مصارفه ٔ هر ١٧ درهم به دیناری قیمت ٥٠٨٢٣ درهم و چهار درهمی که از اصفهان با مال قم ضم و جمع کرده اند به مصارفه ٔ هر سیزده درهم و چهار دانگ درهمی . (ترجمه ٔ تاریخ قم ص ١٢٤). مبلغ مال وظیفه و خراج به کوره ٔ قم ... ٣٤٨٩ هزارو ٨٩٥ درهم قیمت آن به مصارفه ١٧ درهم به دیناری بعد از وضع کردن و خراج موقوفات و مواضع و معافه و مسلمه و کسورات زر سرخ طلا... (ترجمه ٔ تاریخ قم ص ١٢٥).