مشخص کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
معلوم کردن، تعیین کردن، معین کردن تشخیص دادن
فرهنگ طیفی واژهدان
بستن، معین کردن، شمردن سیاهه تهیه کردن، لیست کردن تعریف کردن، تعیین کردن، محدود کردن جدا کردن، فرق گذاشتن، کنار گذاشتن گذاشتن معنا داشتن تشخیص دادن، تمیز دادن مخصوص کردن بهکسی، اختصاص دادن به (برای) کسی (چیزی)، تسهیم کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
پیدا کردن