مشخش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشخش . [ م َ ش َ ] (فعل نهی ) منع از لخشیدن، یعنی ملخش چه شخشیدن به معنی لغزیدن و لخشیدن آمده است . (برهان ) (آنندراج ). کلمه ٔنهی، یعنی نلغز و نلخش . (ناظم الاطباء) : یکی بهره را بر سه بهر است بخش تو هم برسه بخش هیچ برتر مشخش . ابوشکور (از گنج بازیافته ص ٢٩).