مسموع افتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسموع افتادن . [ م َ اُ دَ ] (مص مرکب ) شنیده شدن . به گوش آمدن . مسموع شدن . مسموع گردیدن . و رجوع به مسموع شدن و مسموع گردیدن شود. ◄ پذیرفته شدن : و اگر در آمدن تعلل نمائی هیچ عذر مسموع نخواهد افتاد. (ظفرنامه ٔ یزدی چ امیرکبیر ص ٣٧٢). ◄ برآورده شدن . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
شنیده شدن، مسموع شدن، به گوش رسیدن پذیرفته شدن، مورد قبول قرار گرفتن