مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۶۱ - به ابوالفرج نوشته
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بوالفرجای خواجه آزاد مرد هجر وصال تو مرا خیره کرد دید ز سختی تن و جان آنچه دید خورد ز تلخی دل و جان آنچه خورد ای به بلندی سخن شاعران هرگز مانند تو نادیده مرد روی توام از همه چیز آرزوست خسته همی جوید درمان درد