مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۴ - هجا
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
با تو نکال از هجاست زیراک به جلوه است آن تن تو و ایضا مست و خراب دوش بخفتی شد پاره دامن تو و ایضا واکنون دو رنگ بینم از هار ریش ملون تو و ایضا هرگز فر حج ندیدم جز تو ای روسپی زن تو و ایضا امروز از این حکایت عیشست در کوی و برزن تو ایضا