مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۱۳۲ - آفت مردمی پشیمانی است
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ما به هر مجلسی ز تو زدهایم همچو بلبل هزاردستانی بسته کاری نکردهای با ما مردمی کردهای فراوانی زود در هر چه خواستیم از تو دادهای خوب جزم فرمانی آفت مردمی پشیمانیست تا نگردی تو چون پشیمانی بر فلک ایمنی مدار که او شیر چنگیست مار دندانی بسته مدتست هر شخصی مانده غایتست هر جانی نظم شکر و شکایتست از ما خط حری و قسم کشخانی وز چو ما مردمان سخن گویند که فرو خواندش سخندانی شکر منظوم را نخواهی یافت تو چو مسعود سعد سلمانی