فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۱۱۰ - پند

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

راز در گرمی سخن زنهار تا نجوشد ز لفظ تو بیرون گرت کتمان آن بکاهد تن به کت اظهار آن بریزد خون

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۱۱۰ - پند | فرهنگ لغت