مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۱۰ - ستایشگری
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای بزرگی که در همه احوال ناصر تو خدای بیچونست کمترین پایهای ز همت تو برترین موضعی ز گردونست خلق تو جسم عنبر ساراست لفظ تو رشک در مکنونست روز تأیید تو در اقبال است ماه اقبال تو بر افزونست سفر تو چو عید فرخنده است عید تو چون سفر همایونست