فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۱۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

من در عدم از جود تو موجود شدم در دولت تو بر سر مقصود شدم مسعود نبودم از تو مسعود شدم در حبس چنان شدم که محسود شدم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۱۸ | فرهنگ لغت