فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۱۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

من ادهمم از خون دل ابرش گردم پس طرفه نمانم که منقش گردم در آتش از آب دیدگان خوش گردم من انگشتم بدم که آتش گردم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۱۴ | فرهنگ لغت