فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۱۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خامش نشود همی ز غلغل بلبل بشنو که خوش آیدت ز بلبل غلغل ای دو لب تو گل و دو رخسار تو گل مل ده بر گل که خوش بود بر گل مل

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۱۳ | فرهنگ لغت