فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۰۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

عیبم که ز من زمانی‌ای مشکین خال عارم که نخواهی که کنم با تو وصال عودم که کنی مرا به آتش بی‌هال عیدم که به من قصد کنی سال به سال

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۰۵ | فرهنگ لغت