فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۹۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از بخشش دست من ز سیم و زر پرس وز خوی خوشم ز مشک و از عنبر پرس وز قوت بازوی من از خنجر پرس وز هیبت من ز راه چالندر پرس

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۹۳ | فرهنگ لغت