فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۹۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای سود و زیان عمر فرسوده بترس در کار بدرمان تو بیهوده بترس تا بوده شدی ز جان آلوده بترس از بوده بیندیش وز نابوده بترس

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۹۱ | فرهنگ لغت