فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۸۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گویی که هوا به زیر گردست امروز با سرما خلق را نبردست امروز دست من و پای من به دردست امروز بفروز آتش که سخت سردست امروز

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۸۵ | فرهنگ لغت