فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۶۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آمد به وداعم آن نگار دلبر گریان و زنان دو دست بر یکدیگر پر خون رخش از زخم و رخ از گریه چو زر بر لاله کامگار و بر لؤلؤی‌تر

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۶۵ | فرهنگ لغت