فرهنگ لغت

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۵۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در محنت شو خوش و مکن نعمت یاد شوتن در ده که داد کس چرخ نداد بر بار بلایی که قضا بر تو نهاد تن دار چو کوه باش و بی‌باک چو باد

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۵۴ | فرهنگ لغت