مسطره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسطره . [ م ِ طَرَ ] (ع اِ) مسطرة. خطکش . ستاره . مسطر : آن را کن آفرین که چنین قصرت آفرید بی خشت و چوب و رشته و پرگار و مسطره . ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسطره . [ م ِ طَرَ ] (ع اِ) مسطرة. خطکش . ستاره . مسطر : آن را کن آفرین که چنین قصرت آفرید بی خشت و چوب و رشته و پرگار و مسطره . ناصرخسرو.